وبلاگ روستای طاقچه داش

وبلاگ روستای طاقچه داش

سویرم سنی , دیوانا کیمین
اودلان یانما , پروانا کیمین
قراریم وطن , ویقاریم وطن
سوگلیم وطن , نیگاریم وطن
سوگلیم وطن , نیگاریم وطن , بیتانم

اوزوم کیمین سوریم سنی من
گوزوم کیمین سوریم سنی من
بو جان سنین بیر وطنین وطن بیتانم
اوزوم کیمین سوریم سنی من
گوزوم کیمین سوریم سنی من
بو جان سنین بیر وطنین وطن بیتانم

گوزلریم کیمین سویرم سنی
اوز قوجاقندا بتدین بنی
ایرلا بیلمم سن کیمی اوردان
سن سیز یاشامام اولرم اینان
ایرلا بیلمم سن کیمی اوردان
سن سیز یاشامام اولرم اینان
سن سیز یاشامام اولرم اینان بیتانم

اوزوم کیمین سوریم سنی من
گوزوم کیمین سوریم سنی من
بو جان سنین بیر وطنین وطن بیتانم
اوزوم کیمین سوریم سنی من
گوزوم کیمین سوریم سنی من
بو جان سنین بیر وطنین وطن سنی من

آخرین نظرات
نویسندگان

۲۷ مطلب توسط «ایرج کوهی طاقچه داش» ثبت شده است

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ تیر ۹۶ ، ۱۳:۱۰
ایرج کوهی طاقچه داش

تعریف مختصری از (یاشماق)


معنای لغوی یاشماق در لغت نامه دهخدا: دستمال یا چارقدی که زنان ترک بر چانه بندند و آن را یاشماق گویند. پارچه ای که برابر دهان بندند.

یاشماق : نقاب _ نقابی که سابقا" زنان ترک بر چهره خود می انداختند در فرانسه نیز yachmak میگویند.



یاشماق یوسخا اوز اورتوسو .نیقاب .اوزه چکیلن بیر پارچا یا ایپلیق

اسکی چاغدا تورک خاتونلاری اوزلرین اورتوک ساخلاردی.اوز اورتوسو یا نیقاب چوخلو دؤوه توکوندن یا آت قویروقوندان اولورودو.

ناصر خوسرو یازیب تبریزلی لر چوخلو گوزل دریلی و آق بیر کیمسه اولور.هابئله خاتونلاری چوخلو بزکلیدی و بزکلری و گوزللیقلاری گوزه گلیمدی .خاتونلار اوزلرینه بیر پارچا یا آت توکوندن اورتوک چکیر و اوزلرین گیزلیکده ساخلیر.

یاشماق (حجاب یارسم)

تاکنون کسی به قطع و یقین نتوانسته ثابت کند که یاشماق گرفتن زنان یک رسم و آیین به حساب می آید یا نوعی حجاب بوده است.


در طول همهٔ اعصار و در بسیاری از تمدنها سطوح مختلفی از پوشش در شکل‌های گوناگون وجود داشته‌است. گزارش‌ها حاکی از این است که زنان و مردان هنگام حضور در جامعه دارای اندکی از پوشش بوده‌اند. حجاب در این معنا تاسیس شده توسط اسلام نیست، اما دربارهٔ حدود آن همواره تفاوت‌هایی وجود داشته است.



به عقیدهٔ موافقان وجوب پوشش مو و گردن و دست و پا، زنان مسلمان در عصر پیامبر اسلام نوعا حد پوشش مورد نظر آنان را رعایت می‌کردند. آنان مدعی‌اند که این گونه پوشش در ادیان ابراهیمی قبلی نیز پوشش پسندیده بوده و اسلام در همان مسیر حرکت کرده است. مرتضی مطهری در حجاب را امری می‌داند که در زمان پیامبر اسلام واجب و فراگیر شد و از عایشه همسر پیامبر اسلام نقل می‌کند که گفته بود: «مرحبا به زنان انصار. همین که آیات سوره‌ی نور نازل شد یک نفر از آنان دیده نشد که مثل سابق بیرون بیاید. سر خود را با روسری‌های مشکی می‌پوشیدند. گویی کلاغ روی سرشان نشسته است.»

یاشماق در بین اقوام ترک و ترکمن:

یاشماق به معنای پوشاندن است. در زمان قدیم و اکنون در بسیاری از روستاهای آذری نشین و ترکمنها یاشماق می گیرند و یاشماق یا رو گرفتن عروس از بزرگتر های داماد که به نوعی احترام گذاشتن می باشد، سنتی دیرینه است و گاه تفاوت هایی در نوع یاشماق بستن در بین آنها دیده می شود. در بین زنان ترک فقط روی دهان را می بندند در حالی که در میان نخور و گوگلان، یاشماق تمام صورت عروس را می گیرد و چهره او دیده نمی شود. ولی در میان یموت ها و تکه ها یالیق عروس، دهان او را می پوشاند و چهره عروس دیده می شود.

علاوه براینکه یاشماق نوعی پوشاندن است نوعی تحمل و سکوت نیز می باشد و گفته اند سکوت عروس هر چه بیشتر باشد نشان دهنده ی نجابت بیشتر اوست و احترام او در بین اقوام همسر افزون می یابد البته در بین ترکها یاشماق نوعی تمایز بین عروسان و دختران به حساب می آید.



گلین (عروس) ترکمن نباید فراموش کند که یاشماق بر اساس فلسفه ای در طی قرن ها در فرهنگمان ریشه داشته است.

امروز با تکیه بر همان فلسفه و هدف که مبنای هرگونه کرامت و نجابت و عزت بوده است باید به یاشماق نگاه کرد.

اگر نمی توانیم و یا نمی خواهیم یاشماق برون را حفظ کنیم، ارزش بنیادین یاشماق درون را فراموش نکنیم.

پیشینه یاشماق:

دستمالی که زنان بر روی دهان و بینی خود می بندند به ترکی «یاشماق» و در زبان ارمنی «اوشماق» می‌گویند و بگفته یکی از دوستان نویسنده کتاب ، از قول یک تن پیرمرد سالخورده : تا هشتاد ، نود سال پیش در دیه‌های پیرامون رضائیه مردها نیز «یاشماق» می‌بسته‌اند.


اگر به تاریخ بنگریم عناصر طبیعی (آب و آتش و خاک و باد)در نزد ایرانیان مقدس بوده و نمی بایست ،آنها را با پلیدیها (از جمله با دمیدن نفس) آلوده ساخت ،به همین‌سان شاهنشاهان نیز وجودهای مقدس و محترمی بشمار میرفتند و نمی بایست دم و نفس کسان دیگر برایشان برسد. برای جلوگیری از این کار رسم بر این بود که همه مردم می بایست چند گامی از شاهنشاهان فاصله بگیرند و از اندازه معینی پیشتر نروند، و اگر به عللی ناچار بودند که نزدیکتر روند می بایست هنگام سخن گفتن دست در برابر دهان خویش گیرند و یا سر و دهان خود را با پارچه و شالی بپوشند.

چنانکه در تخت جمشید در نقش برجسته های خزانه و تالار صد ستون دیده می شود هزار پت مادی که در برابر داریوش ایستاده است، هنگام گزارش دادن به شاهنشاه طبق رسم و عادتی که بوده و هنوز هم آثار آن در میان ده‌نشینان آذربایجان، برجای مانده است دست خود را در پیش دهان گرفته ضمن ادای احترام از دمیده شدن نفس خود به شاهنشاه جلو گرفته است.



همچنین برخی از خدمتگزاران که به ضرورت وظیفه ناچار بودند به شاهنشاه بسیار نزدیک باشند – از جمله، کسانی که مگس پران در دست دارند و در پشت سر شاهنشاه ایستاده‌اند و یا دستمال در دست دارند – به همان قاعده می بایست سر و صورت و دهان خود را با شال و پارچه بزرگی بپوشانند ونیز برای جلوگیری از ریزش آب دهان یا موی سر و صورت و دمیده شدن نفس خوان‌سالاران و سفره چینان و خوالیگران در خوراک شاهنشاهان ، همه آنان ناچار بوده‌اند که سر و دهان خود را با پارچه یا باشلق یا یاشماق بپوشانند ، این رسم که نشانه های آن در نقوش تخت جمشید بخوبی آشکار است هنوز هم آثارش در میان ایرانیان کنونی بجا مانده است ، پنام (در اوستا پئیتی دانه = Paitidana ) بستن موبدان زرتشتی در نزدیک شدن به آتش مقدس و «یاشماق» بستن زنان ایلی و دهاتی و ارمنی در آذربایجان و جلفای اصفهان و استانهای دیگر ایران ، یادگار این رسم و قاعده است.

یاشماق از چه زمانی مضحک شد؟

واقعا مساله برخورد با حجاب از زمان پهلوی شروع شد و با حجاب به گونه ای برخورد شد که مساله ای مضحک و مانع پیشرفت به حساب بیاید. آثار نامطلوب کشف حجاب هنوز هم در ذهن بعضی ها مانده و به افکار و عقاید و حجاب دست اندازی می کنند. نمونه ای از گزارشات که در زمان کشف حجاب نگاشته شده اند و حجاب را مضحک جلوه داده اند.


در گزارشی از ایالت خراسان در 11/3/1315 آمده است: « بانوان در ولایات با چارقد در معابر عبور و مرور می­نمایند. حتی بعضی­ها به طور مضحک خود را به اشکال مختلف و عجیبی درآورده و مستور می­دارند». 

گزارش دیگری از کرمانشاه به تاریخ 2/4/1315 نیز تصریح می­کند: « من جمله اکثر بانوان آنجا، سر و کله خود را به اشکال مختلف می­پوشانند و قسمت دیگر با استعمال چارقد و روسری روی خود را مستور و در معابرعمومی به شکل ناشایسته و مضحکی عبور و مرور می­نمایند». 


(عکس یاشماق گرفتن بانوان در دوره قاجار)


حالا اگرچه با پیشرفت و درک واقعی جایگاه زنان و توسعه اجتماعی شاید برخی از یاشماق استفاده نمی کنند ولی نباید غافل شد از کسانی که از یاشماق استفاده می کنند نباید ابزاری برای عدم درک و عقب ماندگی استفاده کرد چرا که اینان هستند که فرهنگ بومی و عمیق آذری ها را حفظ کرده اند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ تیر ۹۶ ، ۰۹:۵۰
ایرج کوهی طاقچه داش


















۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ تیر ۹۶ ، ۰۴:۴۹
ایرج کوهی طاقچه داش

تصویری از جناب آقای  کربلایی عبدالرحیم کوهی 


ارسالی ازاهالی روستا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ فروردين ۹۶ ، ۲۳:۵۴
ایرج کوهی طاقچه داش


در گذشته انواع سنتی نان پخت میشد.پخت نان های محلی به عنوان یکی از سنت های قدیمی روستا  در بین مردم جایگاه ویژه ای داشته است.

 و در این بین نقش مهم زنان برای پخت آن بسیار تاثیر گذار بوده است .



از انواع سنتی نان هایی که در روستای طاقچه داش  پخت میشد،   نان   لاواش ، پنجه ییش ، فطیر ،  می توان نام برد. 


1.      لواش :نوعی نان نرم، تخت و نازک است که از آرد، آب، خمیر مایه و نمک تهیه می شود.

لواش را روانه پخت نمی کنند. به مقدار زیادی می پزند. امّا سایر نان های از دو سه روز یکبار پخت می کنند. 


2.      پنجه یئش  یا پنجه کش: نوعی نان ضخیم تر از لواش و کوچکتر از نان


3.   فطیر  : نان های روغنی را گویند. دو نوع است یکی ساده و دیگری مغزدار، نوع اخیر ایشلی فطیر  فطیر مغز دار گویند.


فطیر را معمولاً در مناسبت های خاص از جمله عید فطر، عید نوروز، و یا به عنوان نذری در محرّم و رمضان درست می کنند. همچنین جهت باران خواهی (طلب باران) خانواده ها پخته به مصلّی (محل باران خواهی) می برند و بین مردم پخش می کنند. همچنین اگر عزیزی از خانوادۀ راهی سفر به شهرهای دور باشد از آن پخته در کیف آن می گذارند تا با خود ببرد.


 نانهایی که درمناسبتهای مختلف پخت میشد:

نانی که برای مراسم عروسی پخت می کنند و اکثراً لواش است. موسوم به توی چورگی  (نان عروسی) می باشد. نانوا در قبال پخت نان مزد می گیرد. بقیه کارها با همکاری و همیاری اقوام و همسایه گان صورت می گیرد.


همچنین پخت نان برای خیرات بصورت گروهی و تعاون می باشد،بازماندگان متوفی مقداری آرد بین خانه ها پخش می کنند و زنان خانه ها از ان نان پخته به آنها تحویل می دهد و یا اینکه در خانه ای بصورت گروهی نان عزا و خیرات را پخت می کنند. به نانی که بدین مناسبت پخت می کنند،یاس چوره ایی  (نان سوگواری و عزا) می گویند.


امروزه انواع نان را از آرد گندم تهیه می کنند. در گذشته از آرد جو نیز نان می پختند بخصوص آنهایی که وضع اقتصادی مناسبی نداشتند از جو نان می پختند و یا آرد گندم و جو را مخلوط کرده، نان تهیه می کرده اند. 


پخت نان در خانه از وظایف زنان است اما در مغازه های نانوایی این کار توسط مردان انجام می گیرد.



آیدی کانال🔰

@taghchedash

وبلاگ روستای طاقچه داش🔰

http://tagchedash.blog.ir

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ فروردين ۹۶ ، ۱۷:۵۱
ایرج کوهی طاقچه داش







باتشکرازاهالی روستا که این تصاویرزیبارا ارسال

 نمودند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ فروردين ۹۶ ، ۱۹:۲۹
ایرج کوهی طاقچه داش

                                        ...طاقچه داش...



دوشیر منیم اورگیمین بندینه 

                            هم شعر یازام همی گدم کندیمه


طاقچه داش دان دانیشام ، یاد الی یم ملتی 

                                   دمی یلر گتمه مگیم علتی 


گدم چاتام طاقچه داشون اورک آچان داغینا 

                                    یکه چیمن اونا بره یولونا 


بیر باش ویرام طاقچه داشون دره تپه داغینا 

                       جان و دیلدن بیر اوپیش تورپاغینا 


اوشاقلیقم خاطرسی دوشه منیم یادیما 

           طاقچه داشون ایسی دگه روحوما 


یادا دوشه اویناماغیم گزمگیم 

                    لوپورت داشون  داشلارینی دوزمگیم 


 طاقچه داشون قاتیق  سوتی  کره سی

                      یاد دان چیخماز پندیر چورک تزسی


کند اوشاقی وطن اونون جانی دیر

                           کنده  گلمگ بیر اجزای قانی دیر 

 

مالک ده اولدون کندی ِ یاد دان چیخارتما

                    یادوندا  قالسون کندی هش نیه ساتما

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ اسفند ۹۵ ، ۰۹:۳۵
ایرج کوهی طاقچه داش

 

سیزه چوخ عزیز و دیرلی اولان نوروز بایرامین تبریک ائدیرم . سیزه جان ساغلیغی ، سوفره نیزین بول و برکتلی اولماسین آرزو ائدیرم ، قوی بوتون آرزولارینیز یئرینه یتشسین ، نوروز بایرامینیزی تبریک ایدیرم .نئچه بئله بایراملارقوی بو یئنی ایل سیزه و آیله نیزه سئوینجاوغور گتیرسین . بوتون کدرلی گونلرینیز بو ایلده قالسین یئنی ایلده گوزل و شن گونلره چیخاسیز.(نوروزبایرامینیزمبارک اولسون)


کونلومده وار مین آرزو مین بیر دیلک ،
                       گل باریشاق نازلی یاریم کوسمیک.
با هم اولاق بایرام گونو بیز گرک.
                       نوروز گونو اولسون سیزه موبارک.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ اسفند ۹۵ ، ۰۸:۴۳
ایرج کوهی طاقچه داش

آداب و رسوم چهارشنبه سوری در آذربایجان


مردم آذربایجان به عنوان مهد تمدن باستانی ایران زمین، آیین هایی را برگزار می کنند که یکی از مهمترین آنها چهارشنبه سوری آخر سال(آخیر چارشنبه) است.


افروختن آتش در آذربایجان، مظهر پاکی و گرمی است.


به اعتقاد قدیمی ها، عدد چهار اصل و ریشه طبیعت جاودانه است، لذا اولین چهارشنبه را منسوب به باد می دانستند و اعتقاد داشتند در آن روز باد خواهد وزید، دومین چهارشنبه منسوب به خاک، سومین به آتش و چهارمین به آب بود که در این زمان از یخ بستن خاک کاسته می‌شد و زمین نفس می‌کشید.


 در آذربایجان چهارشنبه سوری موسوم به ' آخیر چارشنبه' است که وجود واژه آخر در این ترکیب نشان می دهد مردم آذربایجان در اسفند ماه چهارشنبه های دیگری را نیز جشن می گرفتند که امروزه این رسم تقریبا به فراموشی کامل سپرده شده است. مطابق سنت های کهن و قدیمی مردم آذربایجان چهارشنبه هفته اول اسفند ماه را 'چیله قووان' یعنی هفته ای که چله زمستان را فراری می دهد یا یالانچی چارشنبه ( چهارشنبه دروغین) می نامیدند و با آیین هایی اتمام فصل زمستان را جشن می گرفتند. چهارشنبه هفته دوم اسفند ماه موسوم به 'کوله چارشنبه' یعنی چهارشنبه کوتوله بود و سومین چهارشنبه نیز 'موشتولوقچی چارشنبه (پیام آور) نامیده می شد و چهارشنبه آخر را ' آخیر چارشنبه ' می گفتند که چهارشنبه آخری مهم تر از سایر چهارشنبه ها بود و جشن های بزرگی در آن برپا می شد. همچنین نامگذاری 4 چهارشنبه در اسفند ماه به نوعی با رنگ های طبیعت نیز ارتباط دارد که رنگ های سفید، خاکستری، سیاه و سرخ از آن متبلور است. این چهارشنبه ها بین عموم مردم با نامهای موشتلقچی (خبرچی) کوله (کوتوله) قره (سیاه) و قزیل (چهارشنبه طلایی) نامیده می شوند که امروزه نیز به این نام ها معروف هستند. از میان تمام مراسم باقیمانده، آیین گسترده چهارشنبه آخر سال به عنوان یکی از رسوم نوروزی هنوز با حال و هوای قبلی برگزار می شود.




یکی از مهمترین آداب این روز، فرستادن خنچه ای از هدایا به همراه نقل و شیرینی و آیینه برای تازه عروس ها است که در این روز خانواده داماد و فامیل های آنان، خنچه ای رنگارنگ را به خانه تازه عروس فرستاده و این روز را با هدیه به عروس جشن می گرفتند.


شال اندازی(شال ساللاماق) یکی دیگر از آداب چهارشنبه سوری در آذربایجان است به این ترتیب که بعد از مراسم افروختن آتش، جوانان بر بام خویشان و همسایگان رفته و دستمالی را از پنجره و در روستا‌ها از روزن بام‌ ها به درون آویزان می‌کردند و صاحبخانه تعدادی گردو، بادام و یا تخم مرغ رنگ کرده به دستمال می بست و می گفت 'چک الله مطلبین وئرسین ' ( انشالله به آرزوی خود می رسی).


رسم آتش روشن کردن و پریدن از روی شعله های آتش و خواندن سرودها و اشعاری به هنگام اجرای این آیین نیز در آذربایجان رایج بوده که هنوز نیز ادامه دارد. "آتیل باتیل چارشنبه - بختیم آچیل چارشنبه" و ' دردیم، بلام بو اوددا قالسین - باش آغریم، دیش آغریم بوردا قالسین' از جمله شعارهایی است که در موقع پریدن از روی آتش گفته می شود و معنی آن همان ' سرخی تو از من و زردی من از تو' می باشد.


در بعضی خانه‌های روستایی آذربایجان نیز رسم است که اسپندی دود کرده در دو طرف در خانه می ریزند تا اهل خانه از چشم حسود و بیگانه در امان باشند.


در بعضی از مناطق بعد از پریدن از روی آتش، باز هم با باورها و رسوم مختلفی رودر رو می شویم. برای مثال دخترها بعد از پریدن از روی آتش موقعی که به خانه برمی گردند کفشهایشان را درمی آورند و به طرف آستانه در خانه پرت می کنند. اعتقاد و باور بر این است که اگر پاشنه کفش ها به طرف منزل باشد آن سال به خانه بخت خواهند رفت.

در بعضی مناطق بعد از پریدن از روی آتش بر روی یک بیل یا یک پارو سوار می شوند و مثل اسب به سواری کردن با آن می پردازند. از کسی که بر روی پارو سوار شده می پرسند کجا می روی و او هم نام جایی که آرزو دارد در سال جدید برود، بر زبان جاری می سازد. 





در برخی روستاهای منطقه هنوز رسم رفتن به سر چشمه و آب تازه آوردن باقی است، در گذشته نه چندان دور برای این روز مردم لباس های تر و تمیز و تازه خود را می پوشیدند و کوزه تازه ای که در بین اقلام خرید چهارشنبه قرار داشت از آب تازه پر می کردند و چایی صبحانه روز چهارشنبه شان از همان آب تهیه می شد.




و در پایان:


اما متاسفانه شاهد این هستیم که با ورود فرهنگ شرقی به رسم کهن و باستانی ما این سنت به گونه ای دیگر برگزار مشود که نتنها هیچ گونه شباهتی به رسم نیاکان ما ندارد بلکه خیابانها و کوچه ها را بیشتر به میدانهای جنگ شبیه کرده.

بیایید با فرهنگ سازی درست و رجوع به سنت های پدرانمان این جشن باستانی کشور عزیزمان را به جایگاه قبلی خود باز گردانیم.


حـیـاتیـنیـز

اود کیمی ایستی🔥

سو کیمی آیدن☄

یئل کیمی آزاد🌺

داغ کیمی دایاق💪

و توپراق کیمی برکتلی اولسون🌹

چرشنبه بایرامینیز موبارک اولسون❤


(نویسنده :آقای بهنام کوهی طاقچه داش.)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ اسفند ۹۵ ، ۲۱:۵۵
ایرج کوهی طاقچه داش


















تقاضامندیم باارسال نظرات خود مارادرهرچه بهترشدن وبلاگ یاری فرمایید.

لطفا عکس ها وتصاویرخودرابرای به نمایش گذاشته شدن دروبلاگ به آدرس تلگرامیbehnamkouhi @ وایمیل ikuhi21@gmail.com ارسال نمایید.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ بهمن ۹۵ ، ۲۰:۵۴
ایرج کوهی طاقچه داش